وابستن

لغت نامه دهخدا

وابستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بازبستن. مؤلف آنندراج گوید: مرکب است از وا که به معنی گشاده است و بستن که ضد آن است و این بر کسی یا چیزی مستعمل میشود که از یک سو گشاده و آزاد و از طرف دیگر بسته و پیوسته باشد همچون درآمدن مردی در گروهی و شمردن خود را از آن گروه یا منسوب داشتن خود را به خاندانی یا وانمودن خود را از مردمان شهری و کشوری چه اینهمه به ظاهر گشاده و آزادند مگر در نهان یک گونه بستگی دارند، در تازی نسبت و منسوب و انتساب باشد. ( از فرهنگ فرنگ و ترکتازان هندی ازآنندراج ). اما باید دانست که «وا» در این ترکیب مزید مقدم است بستن، متصل ساختن، بند کردن:
در این دوران گرت زین به پسندند
زهی پشمین به گردن وانبندند.نظامی.|| اصطلاحی است در قمار: بستن و وابستن. رجوع به بازبستن شود.

فرهنگ فارسی

باز بستن. یا اصطلاحی است در قمار
( مصدر ) مربوط کردن مرتبط ساختن باز بستن: (( درین دوران گرت زین به پسندند زهی پشمین بگردن وا نبندند. ) ) ( نظامی. لغ. )

جمله سازی با وابستن

💡 خویشتن بینی گهر را ساخت از دریا جدا جان من چندین چه وابسته است وابستن به خویش

گل نوش یعنی چه؟
گل نوش یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز