نشاطانگیز. [ ن َ / ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) نشاطآور. نشاطافزا. طرب انگیز. سروربخش. سرورانگیز. که موجب سرور و انبساط خاطر شود:
ساقی فریب آمیز بین مطرب نشاطانگیز بین
بازار می زآن تیز بین مرسوم جان زآن تازه کن.خاقانی.شاه از آن سرخ سیب شهدآمیز
خواست افسانه ای نشاطانگیز.نظامی.گهی از بس نشاطانگیز پرواز
کبوتر چیره شد بر سینه باز.نظامی.
نشاط انگیزنده، آنچه سبب شادی و خوشحالی شود.
( صفت ) آنچه تولیدشادی کند: شتربان بجای حد ونشاط انگیزوشدوطرب آمیزاین سفته دربارش می نهاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قاتل مژده زخمی گلم در جیب جان ریزد نشاط انگیز باشد بوی خون خونین مشامان را
💡 بیا ساقی که بزم شهریار است نشاط انگیز چون فصل بهار است
💡 مزاج باده ز بزم تو شد نشاط انگیز ضمیر نافه ز خلق تو گشت مشکین آگین
💡 عشرت گلزارها شد بر هزاران واگذار غنچه داغ است گلهای نشاط انگیز ما
💡 هزار گردون پر زهره نشاط انگیز هزار طوبی پر طوطی شکر دستان
💡 گه نشاط انگیز همچون گلشنش گه چو بلبل نال و خوش فریاد باش