ناپاکزاد

لغت نامه دهخدا

ناپاکزاد. ( ص مرکب ) ناپاکزاده. حرام زاده. رجوع به ناپاکزاده شود.

فرهنگ عمید

۱. حرام زاده، ولدالزنا.
۲. کسی که اصیل و نجیب نباشد: آن دد ناپاک زاد از هیبتت جان داد از آنک / بود در گوشش هنوز افغان افغان ای ملک (قاآنی: ۹۲۷ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - حرامزاده ولدالزنا: [ همه خوارج مشتی نا پاکزاده منکران توحید و عدل خدا دشمنان مصطفی ومرتضی.] ۲- آنکه اصیل و نژاده نیست.

جمله سازی با ناپاکزاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهشت این بد اندیش ناپاکزاد که عباس سالار حیدر نژاد

💡 ز بیمش سپهدار ناپاکزاد بلرزید چون بید از تند باد

💡 ستمکار بن سعد ناپاکزاد گروهی ز لشگر به ازرق بداد

💡 به عمروابن حجاج ناپاکزاد هزاری چهار ازسواران بداد

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز