سبب سوزی
لغت نامه دهخدا
سبب سوزی. [ س َ ب َ ] ( حامص مرکب ) نابود کردن سبب. از میان بردن سبب:
از سبب سازیش من سودائیم
وز سبب سوزیش سوفسطائیم.مولوی.در سبب سازیش سرگردان شدم
وز سبب سوزیش هم حیران شدم.مولوی.
فرهنگ عمید
نابود کردن سبب: در سبب سوزیش من سوداییم / در خیالاتش چو سوفسطاییم (مولوی: ۵۶ ).
فرهنگ فارسی
نابود کردن سبب
جمله سازی با سبب سوزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاصیت علم سبب سوزی است شیوه جاهل سبب آموزی است