لغت نامه دهخدا
سبب ساز. [ س َ ب َ ] ( نف مرکب ) سازنده سبب. ایجاد کننده ٔسبب. || ( اِخ ) باریتعالی. مسبب الاسباب.
سبب ساز. [ س َ ب َ ] ( نف مرکب ) سازنده سبب. ایجاد کننده ٔسبب. || ( اِخ ) باریتعالی. مسبب الاسباب.
سازندۀ سبب، به وجودآورندۀ سبب.
سازنده سبب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظر بسوی سبب ساز میکنی به چه روی؟ از اینکه چشم تو واعظ همیشه بر سبب است
💡 در خلاص این فرو رفته بلای یک سبب ساز ای سبب را رهنمای
💡 کای خداوند سبب ساز کریم صاحب الطاف و احسان عمیم
💡 عوامل محیطی بسیاری وجود د دارد که میتواند به پیچیدگی ناتوانیهای یادگیری بیفزاید و حتی شاید سبب ساز آن باشد.
💡 گر سبب باید سبب ساز تو اوست بی سبب هم چاره پرداز تو اوست