لغت نامه دهخدا
عطرسوزی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) سوزاندن عطر تا بوی آن برآید و پراکنده شود. پراکندن عطر:
و آن تنگ دهان تنگ روزی
چون عود و شکر به عطرسوزی.نظامی.
عطرسوزی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) سوزاندن عطر تا بوی آن برآید و پراکنده شود. پراکندن عطر:
و آن تنگ دهان تنگ روزی
چون عود و شکر به عطرسوزی.نظامی.
سوزاندن عطر تا بوی آن بر آید و پراکنده شود پراکندن عطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وآن تنگ دهان تنگ روزی چون عود و شکر به عطر سوزی