صاف و ساده

لغت نامه دهخدا

صاف و ساده. [ ف ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) صاف و پوست کنده. بی پرده. بی ریا. بی شیله پیله.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) ساده دل بی ریا. ۲ - صاف و پوست کنده.
از اتباع است صاف و پوست کننده

جمله سازی با صاف و ساده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ایّامی که صاف و ساده بودم دَمِ کِریاسِ در اِستاده بودم

💡 آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده فردا از او ببینی صد حور رو گشاده

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز