لغت نامه دهخدا
لای لای. ( اِ ) کلمه ای که در هنگام خواب کردن کودکان بر زبان آرند. رجوع به لالائی شود.
لای لای. ( اِ ) کلمه ای که در هنگام خواب کردن کودکان بر زبان آرند. رجوع به لالائی شود.
۱- غلامی بندگی خدمتکاری: پیش یکران ضمیرش عقل را داغ بر رخ کش به لالایی فرست. ( خاقانی. عبد. ۵۷۶ ) توضیح در دیوان چا. سج. ص ۸۲۵: مولایی. ۲- تربیت بزرگزادگان. ۳- ( اسم ) قسمی پارچ. کم ارزش: قلمی گر چه بود خواج. ابیاریها همچو لالایی بیقدر غلامست اینجا. ( نظام قاری ۳۹ لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون بخفته مرا بخت و من چو مشتاقان نشسته بر سر او لای لای میخوانم