قصب باف

لغت نامه دهخدا

قصب باف. [ ق َ ص َ ] ( نف مرکب ) آنکه پارچه قصب بافد:
به شیرین از شکر چندین مزن لاف
که از قصاب دور افتد قصب باف.نظامی.رجوع به قصب شود.

فرهنگ عمید

کسی که پارچۀ قصب ببافد، بافندۀ قصب.

فرهنگ فارسی

آنکه پارچه قصب بافد

جمله سازی با قصب باف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کلک عنبرین در روز و شب باف حریر شکرین را در قصب باف

💡 به زیر رایت انصاف اوست آن خطّه که ماه اوست قصب باف و گرک او خرّاز

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز