فلیو

لغت نامه دهخدا

فلیو. [ ف َ وْ ]( ص ) بیهوده و بی فایده. ( غیاث، از لطایف ). فلاد. ( برهان ). فلاده. به معنی سرگشته، حیران، سراسیمه و دیوانه است. در فرهنگها به معنی بیهوده نوشته اند و گویا بافلاذه اشتباه شده است. ( یادداشت مؤلف ):
جام می هستی شیخ است ای فلیو
کاندر او می درنگنجد بول دیو.مولوی.هیچ دیوانه فلیوی این کند
بر بخیلی، عاجزی، کدیه تند؟مولوی.تا به پای خویش باشند آمده
آن فلیوان جانب آتشکده.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. بیهوده، بی فایده.
۲. بیکاره: تا به پای خویش باشند آمده / آن فلیوان جانب آتشکده (مولوی: ۲۷۷ ).

فرهنگ فارسی

بیهوده و بی فایده

جمله سازی با فلیو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جام می هستی شیخست ای فلیو کاندرو اندر نگنجد بول دیو

💡 بوسکتس که در سانت فلیو د گیکسلس، خیرونا، کاتالونیا به دنیا آمد، در سال ۲۰۰۷ در سن ۸ سالگی، پس از یک آزمایش موفقیت‌آمیز، به جوانان باشگاه فوتبال بارسلونا پیوست.

💡 شهرهای وربنیا، میندلهایم، شواتس، بور-دو-پئاژ و سانت فلیو د گیکسلس خواهرخوانده‌های ایست گرینستید هستند.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز