لغت نامه دهخدا
فرمای. [ ف َ ] ( نف مرخم ) فرما. ( ناظم الاطباء ). فرماینده. غالباً به صورت مزید مؤخر آید و اگر به تنهایی آید فعل امر است از فرمودن. رجوع به فرما شود.
فرمای. [ ف َ ] ( نف مرخم ) فرما. ( ناظم الاطباء ). فرماینده. غالباً به صورت مزید مؤخر آید و اگر به تنهایی آید فعل امر است از فرمودن. رجوع به فرما شود.
فرماینده. غالبا به صورت مزید موخر آید و اگر به تنهایی آید فعل امر است از فرمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بفرمای داری زدن پیش در که باشد ز هر سو برو رهگذر
💡 ز سر سازم به راه مدعا پای به جان خدمت کنم خدمت بفرمای
💡 از که نالم بگو ز کارگزار یا از آن کس که کار فرمای است
💡 پیش رویش جان و دل قربان کنم هرچه فرماید نگارم آن کنم
💡 لحن خوش دار چون به کوه آیی کوه را بانگ خر چه فرمایی