لغت نامه دهخدا
غلط گیر. [ غ َ ل َ ] ( نف مرکب ) ناقد. نقدکننده. || مصحح. تصحیح کننده. آنکه نوشته و گفته دیگران را تصحیح کند.
غلط گیر. [ غ َ ل َ ] ( نف مرکب ) ناقد. نقدکننده. || مصحح. تصحیح کننده. آنکه نوشته و گفته دیگران را تصحیح کند.
۱. آن که غلط های یک متن چاپی را اصلاح می کند، نمونه خوان.
۲.آنچه با آن غلط های یک متن را اصلاح می کنند: لاک غلط گیر.
( صفت ) آنکه نوشته و گفته دیگران را تصحیح کند.
غلط گیر (نوشت افزار). غلط گیر ابزاری است که با آن در نوشتارهای کاغذی غلط های املایی را پاک می کنند. از آن جا که نخستین نمونه های غلط گیر از نوع لاک های سفید غلط گیر بوده، در کل به آن لاک غلط گیر هم می گویند. لاک های غلطگیر مدل های چون مدل لاک، مدل خودکار فشاری و مدل نواری یا رول کشیدنی هستند.
یکی از نخستین غلطگیرها توسط بتی نسمیت گراهام اختراع شد.
• لاک غلط گیر
• غلط گیر نواری
• غلط گیر قلمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو خود را غلط گیر و حجّت منه کراھیتی زان به دل ره مده