غرمی

لغت نامه دهخدا

غرمی. [ غ َ ما ] ( ع ص ) زن گران جسم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). المراءة الثقیلة. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) ( معرفة ) به معنی «اما»( به تخفیف میم ) کلمه ای است جهت سوگند، یقال: غرمی وجدک، کما یقال: اما وجدک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
غرمی. [ غ َ ما] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ).

جمله سازی با غرمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدم بر گاه دی چون شهر یاران کنون غرمی شدم بر کوهساران

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز