لغت نامه دهخدا
عر و تیز. [ ع َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) هارت و پورت. اشتلم. داد و فریاد به تظاهر. عر و بوق.
عر و تیز. [ ع َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) هارت و پورت. اشتلم. داد و فریاد به تظاهر. عر و بوق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از عر و تیز ام النسا روز حمله چرخ افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
💡 درپشت میز با علم وطبل و عر و تیز بهر فنای تودهٔ مردم نشسته است