صد کار

لغت نامه دهخدا

صدکار. [ ص َ ] ( ص مرکب ) چندین کاره. دارنده چندین هنر:
منم در کار خود صدکار و بی کار
بگاه مهر دل صدیار و بی یار.( ویس و رامین ). || ( اِ مرکب ) کار بسیار:
ز بهر مردم بیگانه صد کار
بنام و ننگ باید کرد ناچار.( ویس و رامین ).و صد در این بیت ها افادت تکثیر کند. || احتمالا" در بیت زیر معنی آرایش دهد:
رخانش همچو تیغ زنگ خورده
بناخن سر بسر صدکار کرده.( ویس و رامین )

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) دارنده چندین شغل و هنر چند کاره. ۲ - کار بسیار.

جمله سازی با صد کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو در دنیا که جای رنج و بارست اگر صد کار داری هیچ کارست

💡 گل گفت: منم فتاده صد کار امروز در آتش و خون مانده گرفتار امروز

💡 اگر صد کار باشد در مجازت نیاید یاد ازان جز در نمازت

💡 درج یاقوتش در شهوار داشت هر دری با هر دلی صد کار داشت

💡 کاوش سینه ز صد کار برآورد مرا دست خود بوسم اگر دست ازین کار کشم

💡 شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم صد کار پخته از نگهی خام کرده‌ایم

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز