لغت نامه دهخدا
صدکار. [ ص َ ] ( ص مرکب ) چندین کاره. دارنده چندین هنر:
منم در کار خود صدکار و بی کار
بگاه مهر دل صدیار و بی یار.( ویس و رامین ). || ( اِ مرکب ) کار بسیار:
ز بهر مردم بیگانه صد کار
بنام و ننگ باید کرد ناچار.( ویس و رامین ).و صد در این بیت ها افادت تکثیر کند. || احتمالا" در بیت زیر معنی آرایش دهد:
رخانش همچو تیغ زنگ خورده
بناخن سر بسر صدکار کرده.( ویس و رامین )