سرشو
فرهنگ معین
( سرشو(ی ) ) (سَ ) = سرشوینده: ۱ - (ص فا. ) آن که سر دیگری را بشوید. ۲ - سرتراش، حجام. ۳ - (اِمر. ) نوعی گل سفید رنگ که بدان سر و بدن را شویند، گل سرشوی.
جمله سازی با سرشو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون تواند کسی از خاک وطن سر پیچد؟ خشت خم دختر رز را گل سرشو باشد
💡 گل سرشوی کوه خضری بزمان یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر خاش استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، گل سرشو است.سنگ میزبان این اندیس سنگهای ولکانیکی است و دیرینگی آن به دوران ائوسن میرسد.