لغت نامه دهخدا
رامش فروز. [ م ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) رامش افزوز. فروزنده رامش. بمجاز، شادی بخش. فرح انگیز. طرب انگیز. روحبخش. دلنواز. دل افزا. روح افزا:
مگر کز یک آواز رامش فروز
مرا زین شب محنت آری بروز.نظامی.
رامش فروز. [ م ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) رامش افزوز. فروزنده رامش. بمجاز، شادی بخش. فرح انگیز. طرب انگیز. روحبخش. دلنواز. دل افزا. روح افزا:
مگر کز یک آواز رامش فروز
مرا زین شب محنت آری بروز.نظامی.
رامش افروز. فروزند. رامش. بمجاز شادی بخش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر کز یک آواز رامش فروز مرا زین شب محنت آری به روز