روان سالار
مترادفها
روانشناس، روانپزشک
لغت نامه دهخدا
روان سالار. [ رَ ] ( اِ مرکب ) نفس کل و روان بد، چه سالار و بد هر دو به معنی بزرگ و صاحب است. ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. روان بد.
۲. نفس کل.
فرهنگ فارسی
نفس کل و روان بد
جمله سازی با روان سالار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که من دل زین جهان بیزار کردم خرد را بر روان سالار کردم