رطیب
مترادفها
مرطوب، تر، نمناک
متضادها
خشک، یابسا
لغت نامه دهخدا
رطیب. [ رَ ] ( ع ص ) تر. ( دهار ). تروتازه و از آن است «عیش رطیب ناعم ». ( از اقرب الموارد ). تروتازه. ج، رِطاب. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ):
کنجی که برف پیش همی داشت گل گرفت
هر جویکی که خشک همی بود شد رطیب.رودکی.|| خرمای رسیده. ج، رِطاب. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
تر، تروتازه.
جمله سازی با رطیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گردد ز باد کینه بنای رجا خراب گردد ز ابر فتنه درخت بلا رطیب