راست بود

لغت نامه دهخدا

راست بود. ( اِ مرکب ) وجود حقیقی که ذات باری تعالی باشد و در آن شبهه نیست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). ذات باری تعالی و واجب الوجود. ( ناظم الاطباء ). موجود حقیقی را گویند که ذات باری تعالی باشد جل جلاله. ( برهان ). این کلمه از لغات دساتیری است. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به فرهنگ دساتیر ص 246 شود.

فرهنگ فارسی

وجود حقیقی که ذات باری تعالی باشد و در آن شبهه نیست. راست بودن.

جمله سازی با راست بود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جامی از شوق مقام تو نوایی که زند بهر عشاق رهی راست بود سوی حجاز

💡 شاه گفتا که آن سه چیز نخست هر چه گفتید راست بود و درست

💡 هجو کی خواستمش گفت ولی ترسیدم که نه بر طبع ملک راست بود آن گفتار

💡 سخن هرچه گفتی همه راست بود جز از راستی را نباید شنود

💡 کار چون راست بود مرد کجا گیرد نام از چنین حادثه‌ها مردان گردند سمر

💡 علم معنی در طریقت راست بود در نهان سرّ حقیقت را نمود

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز