لغت نامه دهخدا
دامکش. [ ک َ ] ( نف مرکب ) دام گسترنده. پهن کننده دام. دام نهنده. || بازی دهنده. || خلاص کننده از دام. بردارنده دام و آزادکننده در دام مانده.
دامکش. [ ک َ ] ( نف مرکب ) دام گسترنده. پهن کننده دام. دام نهنده. || بازی دهنده. || خلاص کننده از دام. بردارنده دام و آزادکننده در دام مانده.
دام گسترنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسی دام کش رنج و آزارها بود خوشتر از عیش گلزارها