دردستان

واژه «دردستان» در زبان فارسی یک ترکیب وصفی و ادبی است که به معنای کسی یا چیزی است که درد و رنج دیگری را برطرف می‌کند و در واقع نقش تسکین‌دهنده و آرام‌بخش را بر عهده دارد. این واژه از نظر ساختاری به مفهوم «دردچین» یا «دردگیرنده» نزدیک است، با این تفاوت که در کاربرد ادبی بیشتر بار عاطفی و انسانی پیدا می‌کند و به غمخوار یا یاری‌دهنده در هنگام اندوه نیز اشاره دارد. در متون کهن فارسی، «دردستان» برای توصیف فردی به کار می‌رود که با همدلی و مهربانی، اندوه و رنج دیگران را سبک می‌کند و در کنار آنان قرار می‌گیرد. این واژه گاه در شعر و ادب فارسی به صورت استعاری نیز استفاده شده و به معشوق یا دوستی گفته می‌شود که آرامش‌بخش دل عاشق یا غمگین است. در این معنا، دردستان نه تنها یک صفت جسمانی بلکه یک ویژگی اخلاقی و انسانی را بیان می‌کند که نشان‌دهنده شفقت، همدردی و همراهی است. در برخی کاربردها، این واژه برای اشاره به دارو یا عاملی نیز به کار رفته که باعث کاهش درد و بیماری می‌شود. بنابراین، مفهوم اصلی آن هم در حوزه انسانی و عاطفی و هم در حوزه درمانی قابل فهم است. در ادبیات کلاسیک، این واژه اغلب در قالب خطاب‌های شاعرانه آمده و برای بیان رابطه عمیق احساسی میان افراد استفاده شده است. در مجموع، «دردستان» به کسی یا چیزی گفته می‌شود که درد و رنج را از دیگری برمی‌دارد و نقش غم‌زدای مهربان و یاری‌رسان را ایفا می‌کند.

لغت نامه دهخدا

دردستان. [ دَس ِ ] ( نف مرکب ) دردستاننده. دردچین. ستاننده درد. دردگیرنده. || بمجاز، غمخوار:
من دردستان تو نهانی
تو درد دل که می ستانی ؟نظامی.

فرهنگ عمید

ستانندۀ درد، آن که یا آنچه درد و مرض را بردارد و برطرف سازد، دردبرچین، دردچین.

جمله سازی با دردستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر به فغان من ترا دردسری ست، باز ده نیستم آن طمع که تو دردستان من شوی

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز