لغت نامه دهخدا
خوش خط. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َطط / خ َ ]( ص مرکب ) آنکه نیکو نویسد. آنکه خط خوب دارد. || کنایه از جوان مزلف و خوب روی. ( از ناظم الاطباء ). آنکه بر عارض خطی خوش دارد. ( یادداشت مؤلف ).
خوش خط. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َطط / خ َ ]( ص مرکب ) آنکه نیکو نویسد. آنکه خط خوب دارد. || کنایه از جوان مزلف و خوب روی. ( از ناظم الاطباء ). آنکه بر عارض خطی خوش دارد. ( یادداشت مؤلف ).
۱. ویژگی کسی که خط زیبا و نیکو دارد و خط را خوب می نویسد، خوش نویس.
۲. نوشته شده با خطی واضح و خوانا: تکالیف خوش خط.
(صفت ) ۱ - کسی که خطش نیکو و زیبا باشد آنکه خط را از روی اصول و قواعد و زیبا نویسد مقابل بد خط. ۳ - نوشت. روشن و خوانا مقابل بد خط.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان مردک آهسته سخن گوی حذر کن کو مارک نرمی است که بس خوش خط و خال است
💡 در میان دایره خوش خط موهومی کشید صورت قوسین از آن معنی محور ساخته
💡 چشم خوش و خال خوش خط خوش از جمله بتان کراست اینها
💡 صفحه عارض خوش خط توچون یاد کنم همچو اعراب دلم زیروزبر خواهد بود
💡 ریشه معجر به از پوشی خوش خط گفته این سخنهای پس چرخت کجا باور کنم