لغت نامه دهخدا
خانه تاب. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) هرچیزی که خانه را روشن کند مانند شمع و چراغ. ( ناظم الاطباء ):
گر بسوزد هزار پروانه
مشعل خانه تاب را چه غم است.امیرخسرو ( از آنندراج ).
خانه تاب. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) هرچیزی که خانه را روشن کند مانند شمع و چراغ. ( ناظم الاطباء ):
گر بسوزد هزار پروانه
مشعل خانه تاب را چه غم است.امیرخسرو ( از آنندراج ).
هر چیزیکه خانه را روشن کند مانند شمع و چراغ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه را خانه قرص خورشید است مشعل خانه تاب را چه کند
💡 گر بسوزد هزار پروانه مشعل خانه تاب را چه غم است
💡 گردن نهد سپند بر آتش که بهر او افروخت صانع از گهر خانه تاب تاج