صبحگاهان

لغت نامه دهخدا

صبحگاهان. [ ص ُ ]( اِ مرکب، ق مرکب ) بامدادن. هنگام صبح:
نهاد آن مهد را بر دوش شاهان
به مشهد برد وقت صبحگاهان.نظامی.

فرهنگ عمید

در هنگام صبح.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بامدادان صبحگاه هنگام صبح.

جمله سازی با صبحگاهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه شهم ولی چو شاهان بمصاف کینه خواهان ز دعای صبحگاهان حشم و سپاه دارم

💡 شما صبحگاهان بر اطراف دشت که تا من بیایم نمائید گشت

💡 چه گویم قصّه، وقت صبحگاهان بزاری کشته شد شاه سپاهان

💡 گر حالت صفایی پرسی به بیت احزان چون شمع صبحگاهان سرگرم جان گدازی است

💡 در حریم قدس اما صبحگاهان کرده‌ام از لب روح القدس وام این دعای مستجاب

💡 پاکان به نیاز صبحگاهان آمرزشم از خدای خواهان

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز