لغت نامه دهخدا
صاحب درنگ. [ ح ِ دِ رَ ] ( ص مرکب ) صبور. شکیبا. متحمل:
دولتیی باید صاحب درنگ
کز قدری بار نیاید به تنگ.نظامی.
صاحب درنگ. [ ح ِ دِ رَ ] ( ص مرکب ) صبور. شکیبا. متحمل:
دولتیی باید صاحب درنگ
کز قدری بار نیاید به تنگ.نظامی.
صبور شکیبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولتییی باید صاحب درنگ کز قدری ناز نیاید به تنگ