ساتل

لغت نامه دهخدا

ساتل. [ ت ِ ] ( ع ص ) آنچه مانند اشک و مروارید قطره قطره چکان و روان باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنچه قطره قطره جریان یابد مانند اشک مروارید. ( قطر المحیط ). هر چیز که راهی میشود قطره قطره مثل اشک و مروارید رشته گسیخته. ( شرح قاموس ).
ساتل. [ ت ِ ] ( اِ ) داروئی است مانند کمای خشک شده، و آن را به شیرازی روشنک خوانند. و با شین نقطه دار ( شاتل ) هم آمده است. و معرب آن ساطل است. ( برهان ) ( آنندراج ). ساطل... با شین نقطه دار هم آمده است.( برهان ) ( آنندراج ). شاتل... معرب آن شاطل است. ( برهان ) ( آنندراج ). شاطل، روشنک. گرم است، مسهل صفرا و اخلاط غلیظ. ( منتهی الارب ). رجوع به شاتل و ساطل شود.

فرهنگ عمید

= شاتل۱

فرهنگ فارسی

( اسم ) دارویی است مانند کمای خشک مستعمل در طب قدیم روشنک.
آنچه مانند اشک و مروارید قطره قطره چکان و روان باشد

جمله سازی با ساتل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن خسرو فرهاد لقب کز ره جود هر ساتل به من تفقدی می‌فرمود

الزبانیه یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز