لغت نامه دهخدا
ساتل. [ ت ِ ] ( ع ص ) آنچه مانند اشک و مروارید قطره قطره چکان و روان باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنچه قطره قطره جریان یابد مانند اشک مروارید. ( قطر المحیط ). هر چیز که راهی میشود قطره قطره مثل اشک و مروارید رشته گسیخته. ( شرح قاموس ).
ساتل. [ ت ِ ] ( اِ ) داروئی است مانند کمای خشک شده، و آن را به شیرازی روشنک خوانند. و با شین نقطه دار ( شاتل ) هم آمده است. و معرب آن ساطل است. ( برهان ) ( آنندراج ). ساطل... با شین نقطه دار هم آمده است.( برهان ) ( آنندراج ). شاتل... معرب آن شاطل است. ( برهان ) ( آنندراج ). شاطل، روشنک. گرم است، مسهل صفرا و اخلاط غلیظ. ( منتهی الارب ). رجوع به شاتل و ساطل شود.