خار خرما
لغت نامه دهخدا
خار خرما. [ رِخ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )خارخرمابن است. خاریست که در درخت نخل می روید. سُلاّءَة جمع سلاّء. ( منتهی الارب ). رجوع به لغت خار شود.
فرهنگ فارسی
خار خرما بن است.
جمله سازی با خار خرما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بخت بد به نگردد از کوشش خار خرما نمی توان کردن
💡 کار شه به شود و کار عدو به نشود نشود خرما خار و خار خرما نشود
💡 دولت آنجا که راهبر گردد خار خرما و خاره زر گردد
💡 مخالفش راگیتی بنوش زهر آمیخت موافقش را گردون ز خار خرما کرد
💡 کشاورزان در هنگام برداشت محصول از نخلستانها باید بسیار مراقب باشند تا خار خرما باعث ایجاد زخمها و آسیبهای پوستی شدید روی دستهایشان نشود.
💡 برخلاف میوه خوشطعم و شیرین، خار خرما بسیار تیز و آسیبرسان است و میتواند در حین کار با درختان نخل، مشکلات زیادی برای کارگران ایجاد کند.
💡 در برخی مناطق روستایی، استفاده از ابزارهای محافظتی برای جلوگیری از برخورد با خار خرما در هنگام رسیدگی به درختان بسیار ضروری و حیاتی است.