لغت نامه دهخدا
خار خرما. [ رِخ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )خارخرمابن است. خاریست که در درخت نخل می روید. سُلاّءَة جمع سلاّء. ( منتهی الارب ). رجوع به لغت خار شود.
خار خرما. [ رِخ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )خارخرمابن است. خاریست که در درخت نخل می روید. سُلاّءَة جمع سلاّء. ( منتهی الارب ). رجوع به لغت خار شود.
خار خرما بن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخت بد به نگردد از کوشش خار خرما نمی توان کردن
💡 کار شه به شود و کار عدو به نشود نشود خرما خار و خار خرما نشود
💡 دولت آنجا که راهبر گردد خار خرما و خاره زر گردد
💡 مخالفش راگیتی بنوش زهر آمیخت موافقش را گردون ز خار خرما کرد