چشم رسیدن

لغت نامه دهخدا

چشم رسیدن. [ چ َ / چ ِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از چشم زخم رسیدن. ( برهان ). اثر نظر بد رسیدن. کنایه از چشم زخم خوردن. ( آنندراج ). چشم زخم رسیدن. ( ناظم الاطباء ). نظر خوردن. ( فرهنگ نظام ). چشم زخم خوردن و چشم زخم دیدن:
ترسم چشمت رسد که سخت حقیری
چونکه نبندند خرمکت بگلو بر.منجیک.بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست.حافظ.درون خانه معشوق هم گزندی هست
ببحر رفتم و چشم گهر رسید مرا.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).بود آئینه اش از دست و من چون بید میلرزم
مباد از خود رسد رایج بآن گل پیرهن چشمی.رایج ( از آنندراج ).رجوع به چشم رسیدگی و چشم رسیده شود.

فرهنگ معین

( ~. رِ دَ ) (مص ل. ) نظر خوردن، چشم زخم خوردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چشم زخم رسیدن اثر نظر بد رسیدن.

ویکی واژه

نظر خوردن، چشم زخم خوردن.

جمله سازی با چشم رسیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جان تو که نیارم تمام کرد نگاه ز بیم چشم رسیدن بدان دو چشم سیاه

💡 چشم رسیدنش مباد، ار چه ز بهر کشتنم چشم بدو نمی رسد بسکه شتاب می رود

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز