بکا. [ ب َ ] ( اِ ) بکاء، بَکی ̍. نباتی است. ( منتهی الارب ). نام یک قسم گیاهی است. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بکاء، بکی، و تذکره ضریر انطاکی ص 84 شود.
بکا. [ ب ُ] ( ع اِ ) بکای [ بکاء ]. گریه. ( ناظم الاطباء ). گریه. ( مهذب الاسماء ). اشک و زاری. بمعنی گریه که اشک ریختن باشد. ( غیاث ). گریه. ( مؤید الفضلاء ):
تا چو شاه نحل شاه انگیخت لشکر چشم خصم
صد هزاران چشمه شد چون خانه نحل از بکا.خاقانی.ناله و نوحه کنند اندر بکا
شیعه عاشورا برای کربلا.مولوی.زآنکه ظاهر خاک اندوه و بکاست
در درونش صدهزاران خنده هاست.مولوی.- با بکا شدن؛ گریان شدن:
گر باغ تازه روی و جوان گشت و خند خند
چون ابر نال نال و چنین با بکا شده ست.ناصرخسرو.- زار و بکا کردن؛ زاری و گریه کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بکای و بکاء شود.
گریستن.
( صفت ) بسیار گرینده بسیار گریه کننده.
بکای ماخوذ از تازی گریه ٠ گریه ٠ اشک و زاری ٠ بمعنی گریه که اشک ریخت باشد ٠ گریه ٠
بکا (نوازنده). بکا ( انگلیسی: Becca؛ زادهٔ ۹ مهٔ ۱۹۸۹ ) یک موسیقی دان اهل ایالات متحده آمریکا است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پنهاننگاری نیز همانند رمزنگاری فرض بر آن است که الگوریتمهای بکار رفته در پنهاننگاری برای همه آشکار است. امنیت در این روشها بر پایه پنهان بودن کلید تعریف میگردد بهطوریکه نتوان بدون داشتن کلید هیچ اطلاعی از وجود پیام پنهان کسب کرد.
💡 طلبکار تواند اینجا همه کس توئی در جان و دل فریادشان رس
💡 گه بکاشان و بحلّه بودهای گه بساری گه به بصره بودهای
💡 برون آمد از لشکر آن تیره کار مر آن عوج سرگشته نابکار
💡 جنگ با من دارد ای دل تا طلبکارش تویی از من آن بدخو چه می خواهد، گرفتارش تویی