تکثر

واژه «تکثّر» در زبان فارسی و عربی به معنای زیاد شدن، افزایش یافتن، فراوانی و متعدد شدن چیزی است و زمانی به کار می‌رود که یک چیز به صورت تدریجی یا ناگهانی به تعداد یا مقدار بیشتری تبدیل شود. این واژه از ریشه عربی «کَثُرَ» گرفته شده که مفهوم زیادی و فراوانی را در خود دارد و در مقابل واژه‌هایی مانند «تقلّب»، «کمی» یا «اندکی» قرار می‌گیرد. هنگامی که گفته می‌شود تکثر جمعیت، منظور افزایش تعداد افراد یک جامعه یا گروه است. همچنین این واژه می‌تواند در زمینه‌های فکری، فرهنگی یا اجتماعی نیز به کار رود و به معنای تنوع و تعدد دیدگاه‌ها، نظریه‌ها یا پدیده‌ها باشد. در علوم اجتماعی، تکثر فرهنگی به وجود فرهنگ‌های مختلف در یک جامعه اشاره دارد که در کنار هم زندگی می‌کنند و تعامل دارند. در متون فلسفی نیز این واژه برای بیان کثرت در برابر وحدت به کار می‌رود و به وجود اشیاء یا مفاهیم متعدد در مقابل یک حقیقت واحد اشاره دارد. از نظر کاربرد زبانی، تکثر هم در معنای کمی و هم در معنای کیفی استفاده می‌شود و می‌تواند هم به افزایش عددی و هم به تنوع معنایی اشاره داشته باشد. این واژه در گفتار رسمی و علمی بیشتر دیده می‌شود و برای بیان مفاهیم دقیق و تحلیلی به کار می‌رود. بنابراین، «تکثر» به معنای افزایش، فراوانی و متعدد شدن اشیا، افراد یا مفاهیم است که در حوزه‌های مختلف علمی، اجتماعی و فلسفی کاربرد دارد.

لغت نامه دهخدا

تکثر. [ ت َ ک َث ْ ث ُ ] ( ع مص ) بسیار جستن. ( تاج المصادر بیهقی ). بسیاری جستن. ( زوزنی ). || بسیار نمودن. ( منتهی الارب ). بسیار نمودن و بسیار شدن. ( ناظم الاطباء ). بسیار شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تکلف بسیاری. ( از اقرب الموارد ). || بیشی نمودن بمال کسی. ( تاج المصادر بیهقی ). پیشی نمودن بمال کسی و بی نیاز شدن بدان. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ کَ ثّ ) [ ع. ] (مص ل. ) بسیار شدن، زیاد شدن.

فرهنگ عمید

بسیار شدن، زیاد شدن.

فرهنگ فارسی

بسیارشدن، زیادشدن
۱ - ( مصدر ) بسیار شدن زیاد شدن. ۲ - ( مصدر ) بسیاری جستن بسیار گرفتن ( از چیزی ). ۳ -( اسم ) بسیاری. جمع: تکثرات.

ویکی واژه

بسیار شدن، زیاد شدن.