بیوگ
لغت نامه دهخدا
بیوگ. [ ب َ ] ( اِ ) پیوگ. بُیوک. عروس. ( اسدی ) ( برهان ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ). عروس. مقابل داماد. ( ناظم الاطباء ). عروس بود بلغت خراسانی. ( اوبهی ). عروس، نسبت به داماد و نسبت به مادر شوهر و پدرشوهر. ( یادداشت مؤلف ):
بسا که مست درین خانه بودم و شادان
چنانک جاه من افزون بد از امیر و بیوگ.رودکی.همه ساز عروسی کرده شهرو
بیوگش ویسه و داماد ویرو.( ویس و رامین ازجهانگیری و سروری ).زن ویرو بود شایسته خواهر
بیوگ من بود بایسته دختر.( ویس و رامین از جهانگیری ).- نوبیوگ؛ نوبیوک. نوعروس:
بس عزیزم بس گرامی شاد باش
اندرین خانه بسان نوبیوگ.رودکی.
فرهنگ معین
(بَ ) [ سنس. ] ( اِ. ) عروس.
فرهنگ عمید
عروس: بس عزیز و بس گرامی شاد باش / اندر این خانه به سان نوبیوگ (رودکی: لغت فرس۱: بیوگ ).
فرهنگ فارسی
عروس
( اسم ) عروس.
ویکی واژه
ع
جمله سازی با بیوگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر کتابهای الکس هیلی رمان ملکه و بیوگرافی مالکوم ایکس است.
💡 بیوگرافی شعر (شماره ویژه مجله بیوگرافی هاوایی یو پی: ۲۰۱۶)
💡 زهی به رأفت و الطاف بی کسان را یار خهی به رحمت و انصاف بیوگان را شو
💡 جورجیو وازاری بیوگرافی آرنولفو را در زندگی بهترین نقاشان، مجسمه سازان و معماران خود آوردهاست.
💡 مُلکِ عَمرو و زید را جمله به ترکان دادهاند خون چشم بیوگان را نقش منظر کردهاند
💡 بیوگرافی کافمن در سال ۱۸۱۰ توسط جیووانی گاراردو د رسی منتشر شد.