نوبیوک
مترادفها
تازهکار، مبتدی
لغت نامه دهخدا
نوبیوک. [ ن َ / نُو ب ُ ] ( اِ مرکب ) تازه عروس. ( یادداشت مؤلف ):
بس عزیزم بس گرامی سال و ماه
اندر این خانه بسان نوبیوک.رودکی ( از یادداشت مؤلف ).
تازهکار، مبتدی
نوبیوک. [ ن َ / نُو ب ُ ] ( اِ مرکب ) تازه عروس. ( یادداشت مؤلف ):
بس عزیزم بس گرامی سال و ماه
اندر این خانه بسان نوبیوک.رودکی ( از یادداشت مؤلف ).