بیدار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از خواب برخیزانیدن. ( ناظم الاطباء ). بعث. ( ترجمان القرآن ). از خواب برانگیختن. از خواب برکردن. ایقاظ. تیقظ. ( یادداشت مؤلف ): زن را آهسته بیدار کرد. ( کلیله و دمنه ).
تماشای او در دلش کار کرد
بپایش بجنباند و بیدار کرد.نظامی.بانگ طبلت نمیکند بیدار
تو مگر مرده ای نه بیداری.سعدی.ملک او را اندک اندک بلطف بیدار کرد. ( گلستان ).
|| هوشیار کردن. ( ناظم الاطباء ). متنبه کردن. ( یادداشت مؤلف ):
ازین خواب بیدارتان کردمی
همه زنده بر دارتان کردمی.فردوسی.نخست آفرین جهاندار کرد
دل موبد از خواب بیدار کرد.فردوسی.ابا رخش برخیره پیکار کرد
بدان کو سر خفته بیدار کرد.فردوسی.وز بستر غفلت تو کنی ما را بیدار.منوچهری.مرا بخواب دل آکنده بود و شرخمار
زمانه کرد ز خواب اندک اندکم بیدار.ناصرخسرو.گر همی خفته گمانیت برد خفتست
خفته بگذار و مکن بیهده بیدارش.ناصرخسرو.چو من خفته ای را تو بیدارمرد
نبایست از این گونه بیدارکرد.نظامی.
( مصدر ) ۱ - از خواب برخیزانیدن. ۲ - آگاه کردن هوشیار کردن متنبه کردن
بیدارکردن
منسوب به بیدار؛ از حالت خواب خارج کردن کسی. آگاه و هوشیار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دُم دُم سحری نیز از یکی از سنتهای قدیمی مردم بوشهر برای بیدار کردن روزهداران هنگام سحر است. افرادی که دُم دُم سحری را اجرا میکنند، معمولاً سه تا چهار نفر هستند و درحالی که یکی چراغ فانوسی به دست دارد و دیگری دَمامی را به دوش میکشد، همراه با صدای دمام بهصورت گروهی اشعاری میخوانند.
💡 می توان کردن به تلقین زنده خون مرده را بخت خواب آلود را بیدار کردن مشکل است
💡 قوله: وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ این آیت بندگان را تنبیهی است عظیم و بیدار کردن ایشان از خواب غفلت، یعنی که خود را دریا بید و روزگار جوانی و قوّت بغنیمت دارید و عمل کنید پیش از ان که نتوانید.
💡 در ماده پنجم کشورهای عضو یونسکو تعهد میکنند مدارا و عدم خشونت را از طریق برنامهها و سازمانها در سطوح آموزشی، علمی، فرهنگی و ارتباطات ترویج نمایند و در ماده ششم با هدف بیدار کردن افکار عمومی درباره مسئله مدارا، روشن کردن خطرات نا مدارائی و تأکید بر تلاش عملی خود، ۱۶ نوامبر را روز جهانی مدارا اعلام میکنند.