لوطی گری

لغت نامه دهخدا

لوطی گری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) صفت لوطی. جوانمردی. بخشندگی. آزادگی.
- لوطی گری سر کسی شدن؛ از آداب لوطیان بوئی و بهره ای داشتن.

فرهنگ معین

(گَ ) (حامص. ) جوانمردی.

فرهنگ فارسی

۱- عمل لوطی جوانمردی: فلانی خیلی لوطی گری دارد.

ویکی واژه

جوانمردی.

جمله سازی با لوطی گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم در این نگارش چه گویی و دیگر به چه اندیشه و کدام فسانه بهانه توانی جست؟ لختی ژرف و شگرف دیده فرا نشیب و فراز افکند و لب و دهان پهن و دراز آورد. چون سیماب اذر دیده، این سو آن سو جنبیدن گرفت، و مانند چشم دیوانگان گرد گردیدن، که او هم مانند آن سه سالوس چشم پوشی کرده، و از داد و راستی فراموشی آورده. دیریست تا آن خودپسند، و این سه تیتال باف، و تو زندیق و پسرهای مادر لوندت در کینه و کاوش من با هم ساخته اید، و از در پرخاش بر من تاخته. اندیشه و سگالش آنستی که مرا بچه ترس و لوطی خود کنید و کیسه من تهی و کاسه خود پر. من از شما در شیوه لوطی گری زرنگترم و از آن دیو که آدم از بهشت بیرون انداخت با ریو و رنگ تر.

💡 آنکه لوطی گریت را کند انکار کجاست

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز