لغت نامه دهخدا
توتم. [ ت ُ ت ِ ] ( اِ ) این کلمه مأخوذ از زبان قبایل سرخ پوست است و این قبائل ابتدائی، حیوانی را همچون نیاکان اولیه یا خدای اختصاصی قبیله خود مورد توجه قرار میدهند و آنرا توتم قبیله خود خوانند. ( از لاروس ). رجوع به توتمیسم شود.
توتم. [ ت ُ ت ِ ] ( اِ ) این کلمه مأخوذ از زبان قبایل سرخ پوست است و این قبائل ابتدائی، حیوانی را همچون نیاکان اولیه یا خدای اختصاصی قبیله خود مورد توجه قرار میدهند و آنرا توتم قبیله خود خوانند. ( از لاروس ). رجوع به توتمیسم شود.
(تُ تِ ) [ انگ. ] (اِ. ) چیزی که به عنوان سمبل گروه مورد پرستش قرار گیرد.
بن واژه توت مصدر گرفتن در زبان معیار. توتَم و توتِم به معنی باستانی همان بگیرم، دستگیر کنم یا به دام بیاندازم، شامل همه موجودات انسان تا حیوانات را شامل میگردد.
توتم حیوانی بود که بعضی از قبایل نیای نژاد و قبیله خویش میدانستند و محترمش میداشتند. شیر حیوان توتمی.
چیزی که به عنوان سمبل گروه مورد پرستش قرار گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروهی از باستان شناسان تصور میکنند در میان اجتماع انسانهای دوره میانه پارینه سنگی مثل نئاندرتالها ممکن است اندیشههایی نظیر حیوان پرستی و توتم باوری بوده باشد.
💡 استان ولوگدا دارای آثار تاریخی فراوانی است از جمله صومعه باشکوه کیریلو-بلوزرسکی، دیر فراپونتوف (در فهرست میراث فرهنگی جهان)، شهرهای میانسدهای ولیکی اوستیوگ و بلوزرسک، کلیساهای سبک باروک در توتما و اوستیوژنا و غیره.
💡 این احتمال وجود دارد که آمنهوتپ در سنین جوانی مرده باشد، چرا که برادر وی «توتمس چهارم» بهعنوان فرعون بعدی تعیین شد.
💡 نکردم درجوانی چارده درددل خود را چه بر میآید از دستم که اکنون پیر فرتوتم
💡 از جوان بختی که هستم وقت پیوستن به حق ننگ دارم گر ز راه چرخ فرتوتم برند