تناول

لغت نامه دهخدا

تناول. [ ت َ وُ ] ( ع مص )گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال: ناولته فتناول. ( منتهی الارب ). تناولت بنا الرکاب مکان کذا؛ بلغت بنا الیه. ( اقرب الموارد ). فراگرفتن و برداشتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). فراگرفتن. ( مجمل اللغة ). دریافت بخشش و انعام. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً بمعنی خوردن مستعمل. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). خوردن و آشامیدن. ( ناظم الاطباء ): دست تناول آنگه به طعام برند که متعلقان و زیردستان بخورند. ( گلستان ).

فرهنگ معین

(تَ وُ ) [ ع. ] (مص ل. )۱ - گرفتن، برداشتن. ۲ - غذا خوردن.

فرهنگ عمید

۱. غذا خوردن.
۲. [قدیمی] گرفتن، برداشتن، فراگرفتن.

فرهنگ فارسی

گرفتن، برداشتن، فراگرفتن، دست رساندن، غذاخورد
( مصدر ) ۱ - گرفتن بگرفتنبرداشتن فاگرفتندست رساندن. ۲ - خوردن ( غذا ). جمع: تناولات.

ویکی واژه

گرفتن، برداشتن.
غذا خوردن.

جمله سازی با تناول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بجای آب دو سه کاسه می پس از افطار اگر کنیم تناول روا بود یا نه

💡 از مشرق و مغرب همه را دست درازست کز خوان نوال تو نمایند تناول

💡 درویش و پادشه نشنیدم که کرده‌اند بیرون ازین دو لقمهٔ روزی تناولی

💡 اقداح راح راحت روی تو کی شود ان لم تکن تناولها من ید الملاح

💡 او بعلت جاه طلبی و ترس از مرگ غذای کم تناول میکرد و طبق کتاب سینوهه فقط نان خشک میخورد و طبق شایعات آن زمان او که مرد پیری بوده بر اثر گرسنگی جان سپرده

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز