تحریری

لغت نامه دهخدا

تحریری. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تحریر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تحریر شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب و مربوط به تحریر ( نوشتن نگاشتن ).

فرهنگستان زبان و ادب

{melismatic} [موسیقی] منسوب به تحریر

جمله سازی با تحریری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری نه از لعل تو دشنامی نه از نطق تو تقریری

💡 آرمن داویدیان، که در رشتهٔ ادبیات، دستور زبان و نگارش زبان ارمنی تجربهٔ خوبی داشت، در ۱۹۷۶ میلادی به جمع مجلهٔ دو هفتگی آلیک جوانان و دو سال بعد، در ۱۹۷۸ میلادی، به هیئت تحریریهٔ روزنامهٔ آلیک پیوست.

💡 از سپتامبر ۱۹۴۱ مسئولیت هیئت تحریریهٔ روزنامه در مدتی محدود بر عهده مانوئل ماروتیان گذارده شد. وی، که در اصل بازیگری هنرمند و کارگردان باسابقهٔ تئاتر بود.

💡 هاینزه قبل از این‌که در دانشگاه لندن منصوب شود، در کمیسیون بین‌المللی حقوق‌دانان در ژنوا و دادگاه اداری سازمان ملل متحد در نیویورک کار کرد. هاینزه به سازمان‌های حقوق بشر عفو بین‌الملل، لیبرتی و مؤسسه تنوع رسانه‌ای مشورت داده‌است. او همچنین در هیئت تحریریه مجله بین‌المللی حقوق بشر ایفای وظیفه می‌نماید.

💡 کتاب روبه‌رو متن گفتگوی ابراهیم حقیقی با مرتضی ممیز است که از سوی انتشارات خجسته منتشر شده‌ است. حقیقی از اعضای تحریریه مجله طراحی گرافیک نشان است.

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز