تجویز

لغت نامه دهخدا

تجویز.[ ت َج ْ ] ( ع مص ) روا داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ) ( آنندراج ). روا داشتن رای کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انفاذ. ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). || روا داشتن امری را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). روا کردن و گذراندن و مجاز قراردادن امری. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). رواداشتن و جایز گردانیدن. ( فرهنگ نظام ). || روا دیدن حکمی. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). || آب دادن شتران خود را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از قطر المحیط ). || کشیدن شتران را یکان یکان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || روا گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). روان یا رایج قرار دادن دراهم را. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) روا شمردن، روا کردن.

فرهنگ عمید

جایز دانستن، جایز شمردن، اجازه دادن، روا دانستن، روا داشتن.

فرهنگ فارسی

جایزه دانستن، جایزشمردن، اجازه دادن، رواداشتن
( مصدر ) روا داشتنروا شمردنروا کردن جایز داشتن. جمع: تجویزات.

ویکی واژه

روا شمردن، روا کردن.

جمله سازی با تجویز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اول: هرگاه دو کس مطلع باشند برعیب شخصی، در این صورت بعضی تجویز کرده اند که یکی از آن دو کس آن عیب را با یکی دیگر به تقریبی ذکر کنند.

💡 براساس شدت علایم داروهای ضد استفراغ به طریق مختلف (خوراکی، تزریقی، مقعدی) تجویز می‌شود.

💡 بالغین:۴۰۰ تا ۸۰۰ میلی‌گرم، از راه خوراکی، دو بار در روز تجویز می‌شود.

💡 هدف این استاندارد تجویز روش‌های حسابداری درآمد و مخارج مرتبط با فعالیت‌های ساخت املاک است. موضوع اصلی این استاندارد، شناخت و تخصیص درآمدها و مخارج فعالیت‌های ساخت املاک در دوره‌های مالی انجام این فعالیت‌هاست.

💡 و کلام در آن، یا در حقیقت و معنی آن است یا گناه و مفاسد آن، یا معالجه و کفاره آن، یا آنچه استثناء شده و تجویز آن شده است از افراط آن، یا در بیان ضد آن است.

💡 فرمود طبیب امروز تجویز به گل قندم فحش از چه نمی گوئی لب از چه نمی خائی