دراری. [ دَ ری ی ] ( ع ص، اِ ) ج ِ دری. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( منتهی الارب ). ستارگان روشن و بزرگ و این جمع دری است به معنی ستاره روشن. ( غیاث ). جمع دری که کوکب عظیم نورانی باشد. جمع دری بمعنی کوکب چون دُر در صفا و درخشندگی. ( آنندراج ).
(دَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) ستارگان درخشان.
۱. ستارگان بزرگی که نامشان را ندانند.
۲. ستارگان درخشان.
( اسم ) دری درخشنده ها ( مانند در ) دراز. ( صفت ) طولانی طویل کشیده مقابل کوتاه.
ستارگان درخشان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا دراری ابد کس نتواند پیمود ابدی باد تو را عمر و سخن شد کوتاه
💡 ازان دراری کش سفته ام بمثقب فکر نکرده طی براری ندیده روی بحار
💡 نامه نه بر جی پر از دراری رخشان نامه نه درجی پر لآلی منقود
💡 تنش خاک گردد بدشتی که خاکش دراری دهد پرورش چون کواکب
💡 طوطی فکرتم ز دراری طرازها مقدار بشکند به سخن گفتن دری