لغت نامه دهخدا
کراد. [ ک ُ ] ( اِ ) جامه کهنه پاره پاره. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کزاد. ( از آنندراج ). رجوع به کزاد شود.
کراد. [ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ کِردیدة.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کردیدة شود.
کراد. [ ک ُ ] ( اِ ) جامه کهنه پاره پاره. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کزاد. ( از آنندراج ). رجوع به کزاد شود.
کراد. [ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ کِردیدة.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کردیدة شود.
(کُ ) (اِ. ) جامة کهنه و پاره. کُراده و کُراره نیز گویند.
جامۀ کهنه و پاره.
دیروز باشد. روز گذشته
جامة کهنه و پاره. کُراده و کُراره نیز گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به دی گرافشاپ، امویوی ماستریخت، پیاسوی آیندهوون، و باشگاه فوتبال رودا جیسی کرکراد اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال لیل، باشگاه فوتبال کلوب بروژ، و باشگاه فوتبال رودا جیسی کرکراد اشاره کرد.
💡 کرادنیکه از تو نیست دست نعمتی برروی کرا دانی که از تو نیست طوق منتی در بر
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال رودا جیسی کرکراد و باشگاه فوتبال آژاکس آمستردام اشاره کرد.
💡 گوهر خیر النسا داد بدستت رسول در دو جهان این شرف تو کرادست داد
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال پیاسوی آیندهوون و باشگاه فوتبال رودا جیسی کرکراد اشاره کرد.