هفت و هشت

لغت نامه دهخدا

هفت و هشت. [ هََ ت ُ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز. || آواز و فریاد سگ را نیز گویند. ( برهان ).

فرهنگ معین

(هَ تُ هَ )(اِمر. ) ۱ - هفت یا هشت عدد از چیزی. ۲ - (کن. ) گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز. ۳ - آواز سگ.

فرهنگ فارسی

(اسم ) - هفت یا هشت عدد ازچیزی. ۲- گفتارخصومت آمیز و وحشت انگیز. ۳- آوازسگ.

ویکی واژه

هفت یا هشت عدد از چیزی.
گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز.
آواز سگ.

جمله سازی با هفت و هشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانه گذشت از مه هفت و هشت که نشنید ازین پرده یک سر گذشت

💡 از فرط خوبروئی زد راه عقل پیرم طفلی که نیست بیرون از هفت و هشت سالش

💡 برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید

💡 یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف مزی از علمای رجالی قرن هفت و هشتم هجری قمری است.

💡 آسان بود شکست صف بیدلان عشق یک ناوک از نگاه تو و هفت و هشت ما

💡 با یکتنه تن خود چون بس همی نیائی اندر مصاف مردان چه مرد هفت و هشتی

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز