شیطنت

لغت نامه دهخدا

شیطنت. [ ش َ / ش ِ طَ ن َ ] ( از ع، اِمص ) دیوی و شیطانی. ( ناظم الاطباء ). کاری چون کار شیطان کردن. ( یادداشت مؤلف ):
لاف فریدون زدن وآنگه ضحاک وار
سلطنت و شیطنت هر دو بهم داشتن.خاقانی.رزق جستن به حیله شیطانیست
شیطنت را لقب حیل منهید.خاقانی.|| گربزی. سعایت. ( یادداشت مؤلف ). || نُکْری ̍. انتربگ. ( یادداشت مؤلف ). ملعنت. || کینه وری و دشمنی. || دورویی. || تمرد و خودسری و خودرایی. نافرمانی و سرکشی. ( ناظم الاطباء ). || سرکشی کودک. شیطانی کردن کودک. در اطفال، شوخ بازی کردن نه در حد و سامان بلکه به افراط و بد. شوخی. ( یادداشت مؤلف ).
شیطنة. [ ش َ طَ ن َ ] ( ع مص ) دیوی کردن. || سرکش و نافرمان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(شَ یا ش طَ نَ ) [ ع. شیطنة ] ۱ - شیطانی. ۲ - بازی و جنب و جوش که موجب آزار دیگران شود.

فرهنگ عمید

۱. ایجاد سروصدا و مزاحمت برای دیگران.
۲. فریب دادن و گمراه کردن.
۳. شوخی.

فرهنگ فارسی

شیطانی کردن، سرکشی ونافرمانی، بدکاری ودورویی
( اسم ) شیطانی

ویکی واژه

شیطنة
شیطانی.
بازی و جنب و جوش که موجب آزار دیگران شود.

جمله سازی با شیطنت

💡 ز آنچه کرد امروز شنید و شیطنت در کار وی خود ندانم تا چه گوید پاسخ فردای یزد

💡 کاهلی کافری و گر مروی شیطنت است روش کعبه روان نیست بجز سیر وسط

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است می‌توان به آن سن شیطنت و هوسبازی، جولیتای ارواح و جاذبه اشاره نمود.

💡 ناگه قضا را شیطنت از جام عز و سلطنت بربوده از وی مکرمت کرده به ملکش اقتضا

💡 سوئتونیوس به‌طور گذرا ذکر می‌کند که «[در زمان نرون] مجازات‌هایی نیز بر مسیحیان اعمال می‌شد، فرقه ای که اعتقاد مذهبی جدید و شیطنت آمیزی داشتند» اما او توضیح نمی‌دهد که آنها چه مجازاتی داشتند.

💡 این شید و شیطنت را، این کید و ملعنت را با هر که می‌توانی، با من نمی‌توانی

مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز