رموس

لغت نامه دهخدا

رموس. [ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ رَمْس. گورها. ارماس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رمس شود.

فرهنگ فارسی

برادر رمولوس ( ه.م. ) نخستین پادشاه شهر رم که بدست او کشته شد.
جمع رمس
جمع رمس گورها ارماس

دانشنامه آزاد فارسی

رِموس
رجوع شود به:رومولوس

جمله سازی با رموس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکوافرموسا ۲۲ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۱۶۱ نفر جمعیت دارد و ۷۵۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 در ایام خزان صاف است آب جویها صائب زلال زندگی درموسم پیری است بی غش تر

💡 چنان افسردگی در طور گیتی ازدم دیمه که آتش نیست امکان جلوه برموسی بن عمرانش

💡 در طول انقلاب مکزیک و پس از اعدام فرانسیسکو مادرو در سال ۱۹۱۳ میلادی، ونوستیانو کارآنسا، که در آن زمان فرماندار کواویلا بود، به ارموسییو پناه آورد. در اینجا کارآنسا نهضت مشروطه را شروع کرد، و به این دلیل، ارموسییو به نام "پایتخت انقلابی کشور" معروف است.

💡 سایبانی بهر خورشید قیامت فکر من غافل از بی سایگان درموسم گرما مباش

💡 ای که با عرصه ملک تو جهان یک سرموست! وی که با پرتو روی تو قمر کم زسهاست!

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز