فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) (مص. ) کنار رفتن، برکنار شدن.
( ~. شُ دَ ) (مص. ) کنار رفتن، برکنار شدن.
(مصدر ) ۱- بجانبی رفتن به سویی رفتن. ۲- بانجام رسیدن پایان یافتن.
کنار رفتن، برکنار شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خردمند مردم به یکسو شدند دو لشکر بر این کار خستو شدند
💡 سپاهش ز دریا بیکسو شدند بران نیستان آتش اندر زدند
💡 سپه کان بدیدند یکسو شدند گسسته دم وسست نیرو شدند
💡 که و مه براین گفته خستو شدند ز گفتار بیهوده یکسو شدند
💡 ز دانش سراسر بیکسو شدند بنادانی خویش خستو شدند
💡 بزرگان بدین گفته خشنو شدند ز رای وی از مویه یکسو شدند