یارم

یارم

لغت نامه دهخدا

یارم. [ رَ / رِ ] ( ترکی، اِ ) نیم. نصف. ( از آنندراج ).
یارم. [ رِ ] ( اِخ ) از قرای اصفهان است. ( مراصد الاطلاع ). از قرای اصفهان است و ابوموسی حافظ بدان منسوب است. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

نیم نصف

دانشنامه عمومی

captionیارمlatitudeیارمlongitudeیارم
یارم ( به انگلیسی: Yarm ) یک شهرک در بریتانیا است که در انگلستان واقع شده است.
یارم ۸٬۶۷۹ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

مترادف نصفه، نیمه در زبان فارسی؛ زمانی صرف می‌شود که بخواهند از کُل نصفش را توصیف کنند. یارمجهَ باغ. یارِمین یارِه سه. یک چهارم.
شکافتن، مانند عمل شکافتن چوب یا درخت خشک برای تنور یا گرما.
دوست و کمک حال تلویحاً زن، همسر.

جمله سازی با یارم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مه را وجود گفتن با روی او نیارم تشبیه شام بستن بر موی او نیارم

💡 ناله‌کنان می‌روم سنگی در بر چو آب کب من و سنگ من غمزهٔ یارم ببرد

💡 رفیق از کوی او تا چرخ کردم دور دانستم که دور از یار و مهجور از دیارم می‌توان کردن

💡 با شما گویم نیارم گفت با بیگانگان کاین نهان گنج از کدامین دودمان آورده‌ام

💡 آنچه جان گفت بدل باز نمییارم گفت بکسی رمزی از آن باز نمییارم گفت

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز