گرگ بند
مترادفها
تله گرگ
لغت نامه دهخدا
گرگ بند. [ گ ُ ب َ ] ( ص مرکب ) کنایه از گرفتار و اسیر. ( برهان ):
گرگ را گرگ بند باید کرد
رقص روباه چند باید کرد.نظامی.کین سگ بسته مستمند چراست
شیرخانه است گرگ بند چراست.نظامی.|| اسیر و زبون و خفیف باشد. ( برهان ). رجوع به گرگ بندی شود. || ( حامص مرکب ) در هفت پیکر نظامی چ وحید ص 321 بمعنی دوختن دهن و بستن دست و پای آمده. رجوع به گنجینه گنجوی ص 334 شود.
فرهنگ معین
( ~. بَ ) (ص مر. ) ۱ - کنایه از: گرفتار و اسیر، زبون، خفیف. ۲ - بسیار ترسان.
فرهنگ عمید
گرفتار، اسیر، دست وپابسته.
فرهنگ فارسی
۱ - گرفتار و اسیر. ۲ - زبون خفیف. ۳ - بسیار ترسان.
ویکی واژه
کنایه از: گرفتار و اسیر، زبون، خفیف.
بسیار ترسان.
جمله سازی با گرگ بند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کین سگ بسته مستمند چراست شیرخانه است گرگ بند چراست
💡 گرگ را گرگ بند باید کرد رقص روباه چند باید کرد؟