لغت نامه دهخدا
کفایتی. [ ک ِ ی َ ] ( حامص ) بسیاری و فراوانی و زیادتی و وفور. || ( ص نسبی ) خانه دار. || ارزان خریده شده به کمتر قیمتی. ( ناظم الاطباء ).
کفایتی. [ ک ِ ی َ ] ( حامص ) بسیاری و فراوانی و زیادتی و وفور. || ( ص نسبی ) خانه دار. || ارزان خریده شده به کمتر قیمتی. ( ناظم الاطباء ).
بسیاری و فراوانی و زیادتی و وفور یا ارزان خریده شده بکمتر قیمتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنرا که نیست طاقت و صبر از فراق تو در عاشقی بدان که ندارد کفایتی
💡 ترا چو صحبت امن و کفایتی باشد به عیش کوش و به عشرت دگر چه میطلبی
💡 آنکو نکرد در طلبت نقد عمر صرف بی حاصل ابلهی است و ندارد کفایتی
💡 ای عشق مرا به صد هزاران زاری کشتی و جز این کفایتی نیست ترا
💡 غم نیست گر ز بخت نیابد کفایتی سرمایهٔ قبول تو ما را کفایت است
💡 خضر ای خط چو گرد لبت را گرفت گفت این چشمه جز به خضر ندارد کفایتی