لغت نامه دهخدا
کاسمو. ( اِ ) رجوع به کاسموی شود.
کاسمو. ( اِ ) رجوع به کاسموی شود.
(اِ. ) موی خوک، موی زبر و خشن.
١. موی خوک.
٢. موی زبر و خشن: چو کاسموی گیاهان او برهنه ز برگ / چو شاخ رنگ درختان او تهی از بار (فرخی: ۵۱ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کرده است میتوان به باشگاه فوتبال شیکاگو فایر و باشگاه فوتبال نیویورک کاسموس اشاره کرد.
💡 روسکاسموس در سال ۱۹۹۲ و پس از فروپاشی شوروی سابق تأسیس شد و میراثدار برنامههای فضایی شوروی گردید.
💡 از ماه مه ۲۰۲۲، بهطور میانگین هر ماهواره استارلینک کمتر از سه مانور جلوگیری از برخورد در ۶ ماه قبل انجام دادهاست. از تعداد ۶٫۸۷۳ مانور بیش از ۱٫۷۰۰ مانور برای جلوگیری از برخورد با زبالههای کاسموس ۱۴۰۸ انجام شدهاست.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال نیویورک کاسموس، باشگاه فوتبال کریفباس کریفیی ریه، باشگاه فوتبال واسان پالوسئورا، باشگاه فوتبال لوتسرن، باشگاه فوتبال قرهباغ، و باشگاه فوتبال تیرانا اشاره کرد.