چسان

لغت نامه دهخدا

چسان.[ چ ِ ] ( ق مرکب ) ( از چه + سان ) برای طلب کیفیت. ( آنندراج ). مرادف «چگونه » در معنی. ( آنندراج ). برای طلب وضع. ( آنندراج ). چه طور و چه وضع و چه نحو و چه باعث و چگونه. ( ناظم الاطباء ). چون. چه جور:
مرا زین پیش دیدستی، نگه کن تا چسان گشتم
نیم زانسان که من بودم، دگر گشتم جوان گشتم.فرخی.و گرگویی که در معنی نیند اضداد یکدیگر
تفاوت از چسان باشد میان صورت و اسما.ناصرخسرو.صدای ریختن خون من بلند نشد
چسان جواب دهم چشم سرمه رنگ ترا؟؟ ( از آنندراج ).نهالی را که من چون تاک پروردم بخون دل
چسان بینم بجام دیگران صائب شرابش را.صائب.

فرهنگ معین

(چِ ) از ادات استفهام به معنای چگونه، چه جور.

فرهنگ عمید

چگونه، چه جور؟ چه طور؟.

فرهنگ فارسی

ازچه وسان، چگونه، چه جور، چه طور
( ادات استفهام ) چگونه ? چه جور? چه نحو ?:(( این مدت را چسان گذرانیدی. ) )

جمله سازی با چسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ستاره سوخته می آید از دلم درهم چو طالع این بود، آن ماه را چسان یابم؟

💡 نرگس مست تو راه دل هشیاران زد خفته را بین که چسان بر صف بیداران زد

💡 دیدی تو که فرمان ولیعهد چسانشان دو گوش همی سفت و دل از غم بپراکند

💡 بی‌فنا حاصل نگردد دولت دیدار او کس چسان سازد تمنای وصال او هوس؟!

💡 گرفتم آنکه نویسم حدیث نرگس جانان کرشمه چون بنگارم، چسان ادا بنویسم!

💡 آنرا که کند یاری هرگز نکشد خواری و آنرا که دهد رازی بیگانه چسان باشد

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز